پایان تبلیغ -- ثانیه
غزل 31÷ پادکست
غزل 31 حافظ
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است

غزل 31÷

2 بازدید • 4 هفته پیش • سرگرمی • بزرگسالان • رایگان

ذخیره در مورد علاقه‌ها دیوان حافظ
دیوان حافظ 0 دنبال‌کننده
ورود برای دنبال کردن

توضیحی برای این کانال ثبت نشده است.

📜 غزل شماره 31
آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است
یا رب این تاثیر دولت در کدامین کوکب است
تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد
هر دلی از حلقه ای در ذکر یارب یارب است
کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف
صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب است
شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست
تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب است
عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو
در هوای آن عرق تا هست هر روزش تب است
من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می
زاهدان معذور داریدم که اینم مذهب است
اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین
با سلیمان چون برانم من که مورم مرکب است
آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می زند
قوت جان حافظش در خنده زیر لب است
آب حیوانش ز منقار بلاغت می چکد
زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی مشرب است

کامنت‌ها

برای ثبت کامنت وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است.