پایان تبلیغ -- ثانیه
غزل 201 پادکست
غزل 201
شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند که زیرکان جهان از کمندشان نرهند

غزل 201

3 بازدید • 4 هفته پیش • سرگرمی • بزرگسالان • رایگان

ذخیره در مورد علاقه‌ها دیوان حافظ
دیوان حافظ 0 دنبال‌کننده
ورود برای دنبال کردن

توضیحی برای این کانال ثبت نشده است.

📜 غزل شماره 201
شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند
که زیرکان جهان از کمندشان نرهند
من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی گنهند
جفا نه پیشه درویشیست و راهروی
بیار باده که این سالکان نه مرد رهند
مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم
شهان بی کمر و خسروان بی کلهند
به هوش باش که هنگام باد استغنا
هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند
مکن که کوکبه دلبری شکسته شود
چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند
غلام همت دردی کشان یک رنگم
نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند
قدم منه به خرابات جز به شرط ادب
که سالکان درش محرمان پادشهند
جناب عشق بلند است همتی حافظ
که عاشقان ره بی همتان به خود ندهند

کامنت‌ها

برای ثبت کامنت وارد شوید

هنوز نظری ثبت نشده است.